تبليغاتX
topopche
اولآ که هیچ خبری نیست اون بالاهم من یه چیزی نوشتم منظور نخیر وزن نکردم نخیر خبری نیست اصلآ مگه هرکی در مورد ترازو صحبت کرد دلیل بر این میشه که رفته خودشو وزن کرده و تازه خودشو وزن کرده دلیل میشه که خبری شده ؟ اصلآ ببینم شما کار زندگی ندارین نشستین بین کی چند کیلو شده کی چند کیلو نشده؟ اصلآ یه سوال دیگه من خودم کار زندگی ندارم میام اینجا وزن خودم رو تو بوق میکنم به اطلاع ۶ میلیارد جمعیت کره زمین بلکم بیشتر سیارات دیگه هم میرسونم خب باشه آخر این پست میگم چه گندی زدم  این چند روز هم سر شلوغ بود کار بارم رو تحویل دادم به سلامتی دیگه سر کار نمیرم یه کی رو جای خودم پیدا کردم یعنی شوهرم پیدا کرد البته یه کم دلخور شد خوشحال بود باهاش کار میکنم ولی خودم دیگه نمی خواستم برم هم خسته شده بودم خیلی زیاد بود واقعآ دیگه تا شب من گرفتار میشدم چون از اون ور به هوای اینکه با هم بر گردیم خونه می موندم دفتر دیگه خیلی خسته میشدم البته کارش تجاری بود واردات بازرگانی بود ربطی هم به رشته تحصیلیم نداشت مامانم هم هی تو گوشم می خوند که خودت رو از رشته ات دور نکن همه همکلاسی هات ادامه دادن و.. حیفه خلاصه دیگه دیدم راستم میگه کار منو اونجا یه کارمند معمولی هم می تونه انجام بده بی خودی من دارم هر روز هی میرم خودم رو خسته میکنم به شوهرم هم همینو گفتم میگه آره ولی من دوست دارم با هم باشیم حوصله ات هم تو خونه سر نره کنار من باشی واسه ات تنوع بشه راستش خیلی بهم بر خورد واقعآ ناراحت شدم ولی بروی خودم نیاوردم واسه همین تصمیم گرفتم تو این چند روز کارام رو بکنم و دیگه نرم اونجا یکی رو جای من استخدام کرد انگار من یه زن بیسواد زیر دیپلم باشم که بخوام کار کنم کار واسم نباشه بخواد حوصله من سر نره منو اونجا سر گرم کنه من جدآ بهم بر خورد مامانم راست میگه من از اولم باید تو رشته تحصیلی خودم به طور مستقل کار میکرد مامانم هم یه مجوز داشت مال خودش بود گفت تا باطل نشده برو تو دایرش کن گفتم برو حوصله داری گوش ندادم چند سال پیش از دستم رفت الانم یه فکرایی دارم حالا اگه عملی شدو انجام گرفت بهتون میگم البته بعید میدونم به این زودی ها بشه ولی به هر حال من باید به طور مستقل به فکر کار تو رشته خودم باشم این کارا واسه من نون آب نمیشه

حالا برم سر گندی که تو رژیم زدم والا نمیدونم چرا اینجوری شده کل این مدت رو مرور کردم بیشتر خوراکی هام میوه و سبزیجات بوده از محدوده کالری هام هم بالا نزدم که هیچ همیشه پایین تر بودم اصلآ شیرینی وچیزای پر کالری نخوردم سایز هم زیاد نکردم نزدیک پ ر یو د م هم نیست ولی الان چند روز هی میرم روی ترازو  میبینم یک کیلو زیاد کردم حالا من گفتم نخواستم کم کنم همینی که هستم بمونم یکی دو ماه چون تند تند کم کردم واسه اینکه زود بر نگردم سر جای اول تثبیتش کنم ولی دیگه پرخوری چیزی هم نکردم که بخوام زیاد کنم اصلآ خیلی کم خوردم وقتی ترازو رو آوردم تازه توقع کاهش داشتم بعد گفتم شاید ورم باشه بدنم آب نگه داشته چون چربی سوزونده یه هفته هم بیشتر گذشت ولی همچنان سرجاش بود این ترازو های دیجیتال کوفتی لعنتییییییییییییییییییی هم دو کیلو از عقربه ایی ها بیشتر نشون میدن برای ایجاد افسردگی در رژیم گیرنده حالا الان یک کیلو هم بیشتر از اون دو کیلو نشون میده نمیدونم اینم از اون گندی که گفتم خلاصه اوضاع احوال این چند روز اخیر چنگی به دل نمیزد واسه همین اشتیاقی نبود چیز خوشحال کننده ایی هم نداشتم بیام واستون بگم واسه همین دیر اومدم دیگه بلاخره با مقداری درد دل اومدم سرتون رو درد آوردم کلآ اوضاع چنگی به دل نمی زنه

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 2:45 توسط تربچه |

میخوام یه قالبی چیزی واسه این وبلاگم پیدا کنم انقدر به قول خودم گر و کچل نباشه وقت نمیکنم امروز رفتم دکتر خوب بود قرص هامو اضافه نکرد کم هم نکرد گفت چطوری گفتم خوبم   اشتهام هم خوبه ولع ندارم فکرم هم اصلآ در محدوده غذا نمیچرخه غذا میبینم هوس نمیکنم نخوام بخورم نمیخورم شیرینی میرینی شیرینی فروشی میبینم مثل قدیما نیست که سر خر رو کج کنم برم توش یا از دم کبابی فست فودی چیزی رد میشم بوی غذا به هوسم بندازه ولی مشکلی که دارم جدیدآ و ربطی هم به خوردن نداره من فکر میکنم ناراحتی معده باشه اگه کسی چیزی میدونه به من بگه ته دلم با وجوده اینکه چیزی خوردم ضعف میره و یه احساس بدی توی مری و معده ام دارم دل ضعفه ام مثل گرسنگی نیست میاد و میره خیلی اذیتم میکنه نمیدونم باهاش چکار کنم نمیدونم از داداشم بپسم برم دکتر اصلآ کسی میفهمه این چیه یا میگن این دیگه چیه تو میگی میترسم بگن اینم درده توداری؟خلاصهاصلآ چیز خوبی نیست روی ترازو هم نرفتم خیلی هم تو قید بند کم کردن نیستم همین که میرم دکتر و دوباره معمولی شدم و به روند سابق برنگشتم خوشحالم همین ۷۵ کیلو رو هم تثبیت کنم راضیم بعدش دوباره میتونم برم سمت لاغری یه یک ماه رو این باشم خوبه نباید سر خود ول میکردم کلآ من کارهای سر خود زیاد میکنم همیشه هم چوبش رو میخورم این ۸ کیلو اضافه کردنم چوب بدی بود این دو سه روز  هم همش این ور اون ور بود خوردن هامو ننوشتم خیلی هم نخوردم ولی از ننوشتنم نا راضیم سعی میکنم از هفته دیگه هم اینجا هم اونجا دقیق تر باشم قول هایی که این هفته داده بودم رو هفته دیگه انجام بدم دوتا ار مثبت هم این هفته کردم که دو امتیاز مثبت دارم تا جمعه هم وقت دارم به خودم امتیاز بدم فعلا بای بای
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 2:24 توسط تربچه |

خب طبق معمول باز دو روز شد ما اومدیم تو این بلاگفا باز مشکل دار شدیم من واسه هرکی میرم کامنت بزارم نمیشه میگه کد تائئید را صحیح وارد نکردید یا اصلآ کد نمیده به من یا بر میگردم کد نمیده باز خلاصه به هیشکی نمیتونم سر بزنم شاید کاسه کوزمو جمع کردم رفتم یه پرشین بلاگی جای دیگه ایی دوبار هم که اومدم پست بزارم تو نرفت هی گفت پسورد شما قابل قبول نیست اعصابم ریخت بهم کلی آدم وقت جور میکنه حرف جور میکنه چیزایی که خورده یا کارایی که کرده بعد اینجوری میشه یا میره به بچه ها سر میزنه با ذوق شوق میاد بهشون یه چیزیبگه یه نظری بده صد بار میاد و میره امتحان میکنه اینجوری میشه خوب آدم از ذوق میوفته دیگه به نظر شما سیستم وبلاگ کجا اشکالاتش کمتره؟ نمیدونم خیلی حرسم گرفته هرچی هم تو این چند روز خواستم بگم یادم رفته میرم بعدآ سر حوصله میام اوضاع خوردنم هم خوبه خدا رو شکر راستی ریحانه جون واسه حساب کردن کالریت وزنت رو هم میخواد گمشده جون اسمش کالری فیکه دومدل داره مدل جدیدش که تازه اومده رو بگیر آبنبات جون زیاد شد مدلاش با مدلهای فعالیتت مقدار فعالیتت کمه زیاده رو بگو بهت بگم عزیزم

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 23:30 توسط تربچه |

خوب من بلاخره شروع کردم تا الان که شب شد هم هیچی ننوشتم ببینم حسابی رو تصمیمم هستم

البته عجله ایی واسه تند تند کم کردن ندارم همین ۷۵ کیلو رو هم تثبیت کنم بعد از یکی دو ماه دیگه بره به سمت ۶۰ کیلو شدن خوبه چون از تو همین چند ماه اخیر ۸ کیلو چاق شدم به سرعت .

نمیدونم حالا خوردنی هامو بنویسم یا نه میترسم نرسم هر روز بیام نصفه کاره بشه البته سعی میکنم بیام ولی یه اپلیکیشن تو موبایلم دارم که همه خورده هامو هرروز تو اون یاد داشت میکنم قد و وزن و مقدار وزنی که تو هفته می خوای کم کنی رو بهش میدی میگه روزی چند کالری باید بخوری تا اینقدر تو هفته کم کنی بعد هرچی میخوری رو مینوسی توش اگه مقداری که مجازی باید بخوری تموم بشه آلارم میده دیگه میفهمی هیچی نباید بخوری برنامش تو جمهوری هست ماله موبایل اچ تی سی یه میتونین برین پیدا کنین واسه همین نمیدونم دیگه اینجا هم بنویسم یا نه بعد اگه کسی خواست قد و وزن و مقدار کاهش در هفته اش رو به من بگه من بزنم تو این برنامه هه بهش بگم روزی چند کالری باید بخوره همون رو حساب  کنه بخوره 

بعد یه نکته دیگه ایی که به خود من کمک کرد اینه که به نظر من نباید ساعت تعیین کرد یا زمان واسه خوردن که نهار شام ساعت ده و... چون خودت موظف میکنی ظهر شد یه چیزی بخوری یا بری با بقیه بشینی پای میز یا سفره ولو اینکه گرسنه نباشی و بدنت نیازی به اون کالری دریافتی نداشته باشه بعدشم اینکه هر لحظه که ته دلتون ضعف رفت ده دقیقه بعدش نیاز گرسنگیتون رو پاسخ بدید نه همون لحظه به یه چیزی خودتون رو مشغول کنید مثلآ من تمام کمدی رو که توش روسری هام یا کمدی رو که توش شلوار جین هام هست میریزم کف اتاق و میگم تا اینا رو جمع نکردم نمیرم چیزی بخورم تا اونو جمع میکنم ۱۰ دقیقه میگذره بعد میبینم گرسنه ام نیست منظورم اینه که اینا گرسنگی کاذبه با اون گرسنگی که به آدم فشار آدم بی حال میشه و احتیاج به غذا پیدا میکنه فرق داره اون موقعه است که باید یه چیزی بخوره یعنی وقتی یه ذره دلت ضعف بره قند خونت پایین بیاد و بدنت بخواد توی چرخه چربی سوزی از چربی بدن بسوزونه و چربی رو به قند تبدیل کنه و قندت خونت رو ببره بالا ما این فرصت رو بهش نمیدیم و با خوردن یه لقمه سریع یه قندی به بدن میرسونیم و بدن یه قند در دست رس رو تو خون استفاده میکنه نمیره چربی رو قند کنه که یعنی تو غذا رو میز جلوت باشه میخوری یا میری از تو فیریزر یخ کردش رو آب میکنی بعد میخوری برای همین کاهش وزن کند پیش میره بعد من پایه رو رو ی هویج و خیار  بعد میوه گذاشتم یعنی اول اینا رو میخورم واسه سیر شدنم و شکمم رو پر کردن بعد از خوردنی های دیگه تو مرحله دوم استفاده میکنم خوردنم هم ساعت نداره هر وقت خیلی ضعف کردم همین مدت کوتاه که با بقیه نهار شام خوردم بی خودی پا به پای همه میخوردم حتی گشنه هم نبودم به خودم اومدم ۸ کیلو رفت روم

بعد یه چیز مهمتر که البته همه دکتر های روان پزشک یا اعصاب و روان تجویز نمیکنن در واقع سوادش رو میتونم بگم ندارن منظورم اینه اینداروی به خصوص رو با یه داروی دیگه که مکملشه با هم رو بلد نیستن تجویز کنن میرن یه دارو از همون زیر گروه که مشابه این دارو هست رو با یه زیر گروه مشابه دیگه میدن فکر میکنن همون اثر رو داره مثلآ میگن آنتی بیوتیک آنتی بیوتیکه دیگه اینجوری ولی تو این مورد خاص دکترهایی که تجربه اینجور بیمارها رو داشتن فهمیدن فقط همین دو نوع قرص با هم از این زیر گروه روشون اثر میکنه من خودم چون روانشناسی بالینی خوندم با این وادی آشنا شدم و برادر پزشکه یکی از استاد هاشو به من معرفی کرد که روانپزشک بود من از طریق اون این قضیه رو فهمیدم که یکی از دکترهای خیلی معروف ایران بود که تخصصش رو انگلیس گرفته بود الانم متآسفانه رفت استرالیا برای همیشه برادرم میگفت مقاله هاش توی سراسر دنیا سر صدا کرده دکتر فوق العاده ایی بود خلاصه سرتون رو درد نیارم من یه مدت هم تو رشته خودم روانشناسی هم از این آقا کمک گرفتم و کلی هم چیز راجبش خوندم یکی از دلایلی که من به خودم کمک کردم اراده و این حرف ها نبود اصلآ به نظر من بحث لاغری و چاقی اصلآ بحث اراده نیست متآسفانه افرادی که رژیم رو ول میکنن فکر میکنن اراده ندارن خودشون رو سرزنش میکنن حالا چند تا راه تشخیص داره :

۱: اگه خیلی وقته رژیم میگیرین و ول میکنین و کنترلی روی خوردنتون ندارین

۲:اگه دقدقه خوردن دارین و تمام افکارتون حول محور غذا میچرخه و هی به غذا و چی بخورین نخورین فکر میکنین

۳:اگه غذا میبینین عنان از کف میدین و نمیتونین جلوی خودتون رو بگیرین و رژیم و.. یادتون میره و میخورین و هی میخورین

۴:اگه هرچی بخورین سیرمونی ندارین و تمایل شدید به خوراکی های پر کالری و هیدرات کربن دارین

۵:اگه دائمآهمه کارهاتون به چاقیتون ربط داره و و هیچ کاری نمیکونین و میگین تا لاغر نشم فایده ایی نداره باید لاغرشم بعد یعنی زندگیتون بسته به لاغریتونه

۶:اگه از خودتون بدتون میاد حالت افسردگی دارید بد خوابی در شب بی حالی روز یا پر خوابی  روز یکی از اینها رو داریید

۷:اگه بعد از هر خوردن عذاب وجدان شدید پیدا میکنید

۸:اگه بعد از خوردن سعی میکنید استفراغ کنید یا مسهل بخورید یا ورزش شدید بکنید تا آنچه خورده اید را خنثی کنید تا چاق نشوید

اگر بعد از مدتی پر خوری دوباره سعی میکنید سفت و سخت رژیم شدید بگیرید یا سعی میکنید یک دوره لب به چیزی نزنید و در حد نمردن بخورید

شما باید درمان کنید این نوع خوردن پرخوری یه عصبیه میرم جایی بر میگردم بقیه اش رو میگم

خوب حالا درمانش البته من نمیگم همه بولیمی دارن یا استفرغ میکنن ولی داشتن چند تا از مورد های بالا و اینکه واقعآ دست خودت نیست و شکستهای پی در پی در رژیم و مایوس شدن و اینکه هی میگی من چکار کنم و هی از همه تقاضای کمک میکنی و میگی آخه من دیگه چکار کنم به نظرت یه جای کار نمیلنگه و یه کم غیر طبیعی نیست؟ بعد یکی رو میبینی که خیلی معمولی چند ماه رژیم میگیره و متعادل میخوره و راحت لاغر میشه بعد تو میای خودت رو سرزنش میکنی بعد احساس گناه میکنی بعد سرزنش پشت سرزنش که تو بی اراده ایی و بی عرضه ایی فلانی رو ببین آمار نشون داده که درصد جزیی از چاق های با ب ام آی بالا میتونن با رژیم های  لاغری خودشون رو لاغر کنن و این لاغری رو نگه دارن چرا؟ الان بیماری قرن افسردگی و اظطراب شده که این دو تا همبوده هم هستن یعنی وقتی اینو بگیری اون یکی هم معمولآ پشتش میاد سراغت و افرادی هستند که با این حالت بی اشتها میشن و نمیخورن ولی عده ایی هم با این حالت ها پر خور میشن و این حالت های اظطرابی توی قرن حاضر از لحظه تولد گریبان گیر همه هست  تقریبآ توی این جور آدمها روی مرکز اشتها هم اثر میزاره البته رفتار درمانی هم میتونه کمک کنه اما به نظر من که تجربه شخصی هم داشتم و روانشناسی هم خوندم و رفتار درمانی رو هم تجربه کردم چون این موضوع خیلی فشار میاره اول درمان دارویی لازم داره من خودم وقتی لاغر هم بودم نخوردن دوره ایی ورزش زیاد از حد و غیر نورمال چند روز نخوردن بجای یه بار خوردن و... لاغر نگه میداشت منو و هیچ وقت نرمال نبودم اگه نرمال بودم هیچ وقت چاق نمیشدم وقتی هم نرمال نیستش بلاخره خسته میشی از این حالت ها و ول میشی ولی پرخوریت درمان نشده و چاق میشی ولی پروسه درمانش طولانی مدته تا وقتی هم تحت درمانی عالی پیش میری نباید خسته بشی من خودم فکر کردم خوب شدم جو گرفت منو ولش کردم چند ماه خوب بود دیدم یهو دارم پرخور میشم الان چند وقته دوباره رفتم پیش دکترم باز نرمال شدم

البته فقط دوتا قرصه به اسمه لاموتریژین و توپامکس که میتونه به این حالتها کمک کنه که هر دکتری هم برین تآکید میکنه خارجیش رو بخرین ایرانیش اصلآ تآثیر نداره خیلی از شرکتها الآن وارد میکنن فکر کنم الان تو اکثر داروخونه ها باشه من یادم از ۶ /۷ سال پیش هم اسمشو شنیده بودم تو ایران که هست البته جز زیر گروه یه دسته از داروها هستند هردوشون فقط اگر دکترتون از همون زیرگروه دپاکین بهتون داد دکترتون رو عوض کنین چون اصلآ بدرد نمیخوره اگه خواستین من آدرس دکتر خودمو میدم بهتون چون دپآکین اصلآ این تآثیر ها رو نداره دکترهاِ بیسواد دپآکین میدن  و اصلآ قرص خوبی نیست برعکس این دوتا که بی عوارض هستند عوارض داره با وجود اینکه از یه زیر گروه اندحآلا این دوتا قرص چکار میکنن کاملآ اشتها رو مهار میکنن انگار یه دکمه تو سر که مال این فشار ها و عدم کنترل های شما به این حالت هاتونه شماست که خاموش میشه و کاملآ اشتها مهار میشه فکر شما از دور غذا و خوردن به چیزهای دیگه زندگی معطوف میشه اصلآ به خوردن خیلی کم فکر میکنین احساس گناه کاملآ از بین میره کاملآ راحت میتونین به خوش مزه ترین غذا ها اگه بخاین نه بگین واقعآ اگه علائم پرخور عصبی رو دارید برید پیش روانپزشک و درمان کنید شما مشکل کمبود اراده ندارید مشکل شما هم با رژیم و دکتر رژیم و کم خوردن و رژیم اصولی کالری شماری حل نمیشه اول باید ریشه مشکل حل بشه بعد رژیم صحیح بگیرید این دکتر رو بعد از اینکه اون دکتره رفت استرالیا دکتر کیمیاگر به من معرفی کرد و اونم عقیده داشت باید اول ریشه حل بشه بعد رژیم گرفته بشه رژیم مال کسیه که میتونه معمولی بخوره اگه بقول خودت اراده نداری مشکل اراده نیست مشکل اینکه فیزیک و تعادل مغزت بهم خورده من در مورد این دوتا قرص هم چه اون موقع که ایران نبودم چه وقتی اینجا بودم خیلی چیز خوندم واقعآ در مورد من معجزه کرد و رژیم سختی رو که من گرفتم کمک کرد که بگیرم وگرنه من عمرا در حالت قبلی که داشتم با ولع و پرخوری در حد انفجار و بیمار گونه میتونستم خودم رو کنترل کنم که همچین رژیم هایی بگیرم نمونه های خارجی تو بازار ایرانشم همه مارکهاش عالیه من ایرانم نبودم میگرفتم چون نسخه تآئید شده سفارت داشتم همون جوری بود اثرش که الان این خارجی های توی ایرانو میگیرم اینا هم الان میخورم عین اونا عالی اند اصلآ هم درمانش سخت نیست فقط داروهاتو سر وقت باید بخوری ساعتی هم نیت صبح و شبیه نباید هم مثل من بگب دیگه خوبم یهو سر خود بزاریش کنار باید با دکترت ژیش بری یهو بعد یه مدت لاغری چیه میبینی اخلاقت روحیاتت خلقت انگیزت فعالیتت اصلآ یه آدم دیگه شدی همه با تعجب به من نگاه میکنن میگن چقدر فرق کردی البته بگم چاقی هم افسرده میکنه ها من تازگی یه مقاله خوندم  که نوشته بود لاغری توی درمان افسردگی نقش اول رو داره ولی به هر حال من این مشکلات رو داشتم و رژیم مشکل من نبود اگه کس دیگه ایی هم اینجوریه به نظر من راه حلش رژیم نیست اگه مشکل رو حل کنه نخوردن واسش مسخره ترین کار دنیا میشه من فکر نمیکردم یه روزی نخوردن اینقدر آسون بشه و اینقدر روحیه آدم خوب بشه بعدشم من عقیده دارم آدم چه سالم چه ناسالم باید سالی دوبار پیش روانشناس مشاور دکتر و... بره یه ویزیت بشه این همه ما واسه خوراکی های رنگو وارنگ پول خرج میکنیم بعد میگیم وای چاق شدیم بعد میگیم برو ۶ ماه یه بار یه مشاور روانشناس تخلیه شی میگه کو پول بعد خرج آت آشغال خریدن هاشونو میزاری رو هم سر به فلک میکشه ولی من بگم وقتی جوونیم مشکلات چه روحی چه جسمی کم رنگ و کوچیکن اگه بهشون برسی ساده و راحت و ارزون درمان میشن و کامل از بین میرن ولی وقتی ولش میکنی و با نیروی جوونی تحملشون میکنی توی سن بالا جمع میشن روی هم و اون موقع که بدن افت کرد میزنن بیرون بعد درمانش هم خیلی سخت هم خسته کننده هم ژر هزینه هم بجای اینکه از دوره بازنشستگی و آسودگیتون بعد رفتن بچه هاتون و ربیکار شدتون لذت ببرین هی باید تو دکتر ها آهو ناله کنین درمان هم به طور کامل نمیشین و این به خاطر اینه که همه ما تو جوونیمون به سلامت روح و جسممون بی توجهیم چون جوونیم و مشکلات رو میتونیم تحمل کنیم میگذریم و چکاپ نمیریم نمیریم روانشناس برون ریزی کنیم دردای روحی تلنبار میکنیم توی پیری یهو میترکه و افسردگی پیری میگیریم  یه چیز دیگه اینکه من خودم دفعه اول قبل از اینکه چیزی در مورد این موضوع بخونم یا روانشناس بشم یا بدونم که چه قضیه اییه از این موضوع خجالت میکشیدم و فکر میکردم فقط من تو دنیا اینجوریم بی اراده ام پر خورم عرضه رژیم گرفتن ندارم واسه همین خجالت میکشیدم به کسی بگم واسه اینکه لاغر بمونم یه روز که میخوردم ۴ روز به خودم فحش میدادم و لب به هیچی نمیزدم بعدن که فهمیدم این قضیه رو دیدم نه خیلی ها اینجوری هستن خجالت ندارن شیمی مغزت بهم میخوره مثلأ دوپامین بالا  مغز بالا بره یا پایین بیاد به وواکنش به هر کدوم پارکینسون یا اسکیزوفرن میشه فرد اینم همینه شیمی مغز بهم میخوره درمان داره به نظر من چاقی الان مقوله تغذیه نیست دیگه چاقی نمودی بیرونی از یه اتفاقیه که در درونت افتاده هه چه چیزی گفتم خلاصه به نظرم الان طبیعی شدم و فرق طبیعی شدن رو با رژیمی بودن رو الان میفهمم الان میفهمم مردمی که معمولی زندگی میکنن با رژیمی زندگی کردن چیه دیگه اینکه این تجربیات این مدت من بود دیگه هر کمکی من بتونم در خدمتم من هر کاری تو این مدت کردم که تا اینجا رسیدم واستون گفتم همین بود

راستی من هرچی تو وبلاگ ام قبلآ بود پاک کردم برا همین همرو لینک ندارم به مرور لینک میکنم هرکی هم به من سر میزنه لینک میکنم دیگه ببخشید

میگم شوهرم پسته تر خریده آورده خونه خودش خیلی دوست داره موقعی که فصلشه هی میخوره من واسش شام کشیدم میگه تو شام نمیخوری میگم نه من از اون پسته تره میخورم اونم یاد گرفته دیگه میگه کالریش زیاد نیست؟ راست میگه کالریش زیاد نیست چجوریاست مثل پسته حساب میشه؟ میشه جزو میوه حسابش کرد من میوه حسابش میکردم تا حالا .نیست تو میوه فروشی میفروشنش اگه کسی میدونه بهم بگه بهر حال میخورم چون هر چقدرم کالری داشته باشه به اندازه شامم نیست منم خیلی هیولایی اشتها ندارم که یه کمی میخورم ولی کلآ میخوام بدونم چقدر کالری داره چجوریه تو این برنامه هم نبود اصلآ پسته تر به انگلیسی چی میشه راستی گفتم پسته تر به انگلیسی یه بار دوتا خانوم انگلیسی البته انگلیسی صحبت میکردن نپرسیدیم کجایی هستن تو میدان نقش جهان اصفهان  دیدم که اونجا یه چرخی داشت پسته تر میفروخت بعد اینا از ما پرسیدن این چیه ما دو ساعت توضیح دادیم این چیه خلاصه آخرش نمیدونم بابام بود کی بود گفت خوب یه کم بخر ببین چیه یه کم خریدن قدر خوششون اومد از مزه این که ما تا آخر شب که اونجا دور زدیم دیدم اینا یه کیسه دستشون همین جور دارن راه میرن هی از این میخورن کلی هم ذوق کرده بودن جریان این پسته رو فهمیده بودن نمیدونم مال کجا بودن فکر کنم مال قطب جنوب بودن فکر میکردن این پسته همین جوری نمک آبلیمو زده سر درخت تو کویر خشک عمل میاد لابد 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 21:52 توسط تربچه |



ای با با نمیدونم والا بعضی ها مشکل دارن مثل اینکه با من اون از فحاشی و چرت و پرت گفتن هاشون که من رفتم و سعی کردم برم و تنهایی لاغر شم اینم از الان که یکی اومده میگه دروغ شاخ دم نداره من از الان اعلام میکنم برای اولین و آخرین بار که کاملآ حاضر و آماده هستم که  بعد ماه رمضون توی هر قرار گروهی البته فقط گروهی شرکت کنم قرار هم حتما گروهی باشه یعنی که افرادی که میان تو وبلاگ هاشون بگن که میان شرکت میکنم و مشکلی هم ندارم در جواب این دوست عزیز که بدونه نه دروغی دارم بگم نه چیزی برای قایم کردن شاید توی چند روز آینده یه عکس هم از قبل و بعد از چاق شدنم بزارم ببینم چی میشه البته من برای خودم لاغر شدم نه برای اثبات به کسی قبلآ هم چاق نبودم خیلی از دوستان هم عکس لاغری من رو دیده بودن من کلآ ۳ سال چاق بودم برای همین هم زود لاغر شدم الان  وزنم ۷۵ کیلو هستش بعد ماه رمضون هم هرکی قرار گذاشت گروهی من میام البته به امید خدا شاید تا اون موقع لاغر تر هم شدم ایشالا که چاق تر نخواهم شد پس دروغی ندارم بگم و اگه کسی مشکلی داره و جاییش میسوزه نیاد این حرفها رو بزنه چون این آخرین باریه که جواب میدم از لطف بقیه دوستان هم واقعآ مرسی از فردا هم شروع میکنم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 2:53 توسط تربچه |

خب گفتم زودتر برگردم چون اگه همین جوری صبر کنم یه ۱ ماه دیگه هم همین جوری الکی میگذره و من هنوز بر نگشتم یه شرح مختصری از اینکه چی شد که رفتم میدم بعد مفصل در خدمتتون هستم والا

 ما یه ماراتونی گذاشتیم با بچه ها که ۴ ماه کمر این چاقی رو بشکنیم و داشتیم حسابی جلو میرفتیم که یه اتفاقی افتاد واسه من و کاری پیش اومد که چند روز نتونستم بیام و بعضی از دوستان البته بعضی از دوستان بجای نگرانی سیل در افشانی ها و کامنت های خصوصی رو سرازیر کردند که چی شد خانوم رییس تو که جلوی خودت رو نمیتونی بگیری رییس بازی نکن و برخی فحاشی کردند و... من تعجب کردم چون نه من قصد رییس شدن داشتم و نه رییس شده بودم نه بقیه من رو رییس می دونستن اصلآ قضیه ایجوری نبود من به خودم توی وبلاگ خودم نهیب میزدم و خودم رو دعوا میکردم حالا هرکی کار خودش مشکل داشت به خودش میگرفت تقصیر من نبودمن بخاطر کار پیش آماده ۸/۹ ماه خارج از ایران شدم و به خاطر این حرفها هم تصمیم گرفتم بر نگردم چون دیدم من که نمیتونم برای خودم کاری بکنم چطور به کسی دیگه کمک بکنم محیط اینجا هم چند وقت بود که دلگرم کننده نبود چون پر شده بود از اشک آه و شکایت خلاصه تصمیم گرفتم تا لاغر نشدم نیام تو مدتی هم که نبودم انقدر گرفتار بودم و بدو بدو داشتم که وقت نمیکردم به لاغری و خوردن فکر کنم و ۲۰ کیلو اول رو واقعآ نفهمیدم چجوری کم کردم البته غذاهای اونجا رو هم دوست نداشتم من کلآ به نظرم غذاهای ایرانی رو هر جای دنیا با گوشت مواد غذایی اونجا درست کنی طعم غذای ایران رو نمیده نمیدونم چرا مامان من که هر چی میپخت میگفتم بد مزه است گوشتش بی مزه است یا بو میده یا برنجش مزه نداره خلاصه من که به نظرم طعم غذا های خودمون فقط اینجا خوشمزه است خلاصه تا ۶۶ کیلو پیش رفتم ۴ ماه هم بدنسازی خصوصی رفتم که جشن عروسی ام رو بگیرم که روزی ۴ ساعت تمرین سخت میکردم خیلی ها میومدن اونجا واسه عروسیشون لاغرشن قبل از وبلاگ زدنم ۱۱۸ کیلو بودم که تا ۱۰۷ کیلو رو زود کم کردم خیلی نفهمیدم کی کم کردم از ۱۰۷ تا ۸۳ کیلو رو توی ۲ ماه کم کردم وقتی اولین بار وبلاگ زدم ۸۳ کیلو بودم دوباره خودم رو ول کردم خیلی زود ۱ ماهه شدم ۹۶ کیلو وقتی دوباره برای آخرین بار رفتم ۱۰۴ کیلو بودم ۲۰ کیلوی اول رو خیلی زود کم کردم حالا زمانش رو نمیگم بد آموزی نشه سر صدای یه عده هم در نیاد شدم ۸۴ کیلو نزدیک ۲۰ کیلو دیگه مونده بوده که توی مرحله دومش کم کردم که توی این مرحله بود که ورزش کردم دوتا چیز خیلی بهم کمک کرد  البته من به قرص های لاغری و .... اینها هیچ اعتقادی ندارم  و قرصهای تبلیغاتی چربی سوز و... رو هم دروغ میدونم اما دوتا قرص هست که پایه علمی داره که از اونها استفاده کردم یکی یه قرص عالیه که الان تازه وارد بازار دنیا شد توسط یه شرکت معروف آلمانی تولید میشه که توی انگلیس سوئیس استرالیا  نمایندگی دارهوالانم یه آقایی توی ایران نمایندگیش رو من شنیدم گرفته ولی هنوز وارد نکرده مثل اینکه ۶ ماه دیگه وارد میکنه این قرص مثل قرص زنیکال بود که میرفت آنزیم چربی رو توی روده میشکست و نمیزاشت چربی تجزیه بشه و به بدن برسه و چربی دست نخورده از بدن دفع میشد و به بدن نمیرسید این همون کار رو با کربو هیدرات ها میکنه   یعنی بیشترین تمرکزش هم روی نشاسته ها و شیرینی هاست یعنی تو نون برنج و شیرینی که میخوری این قرص رو همراهش میخوری و این قرص اجازه نمیده آنزیم تجزیه اینها عمل کنه و این قند ها دفع میشن حالا اگه چیز چرب هم بخوری همراه با هاش زینکال هم بخوری یه رژیم معمولی بگیری تقریبآ هیچی به بدنت نمیرسه البته میتونی روزهایی که پر خوری میاد سراغت ازش استفاده کنی واقعآ قرص عالیه به من که خیلی معجزه وار کمک کرد یه قرص دیگه هم بود که ال کارنیتین همین شرکت آلمانی بود که پیش ساز ویتامین آ هست و سوخت و ساز رو توی میتو کندری بالا می بره و من که اصلا عرق نمی کردم همین جور توی ورزش روی تردمیل شر شر عرق میکردم توی روز هم همش گرمته و میسوزونه از دکتر غدد هم پرسیدم گفت خوبه و پایه علمی داره و با این چربی سوز های ماهواره ای فرق داره و خطرناک نیستن و طبیعی تو بدن هست اون یکی هم شکننده آنزیمه چیزی نیست این دو تا خیلی به من کمک کرد واقعآ خوب بودقیمتشم خیلی خوب بود  نصف این قرص های ماهواره ایی هم نبود یه بار که قرص رو تموم کردم یه آقایی توی هواپیمایی بود یه شرکت پستی سفارشی بود که تلفن میزدی سفارش میدادی هفته بعد برات میاورد عین قرص روبا پیک واست میفرستاد دم خونه خیلی خوب بود تقریبآ به همون قیمت آلمان هم میگرفت حالا هر کار میکنم شمارش رو پیدا نمیکنم اگه شمارش رو پیدا کردم میزارم شما هم زنگ بزنید واقعآ واسه کربو هیدرات خوردن عالیه اونایی هم که ایران نیستن که خودشون میدونن دیگه بخرن بلوک کننده آنزیم کربوهیدراته همه زندگیمو ریختم به هم شمارش رو پیدا کنم نمیدونم پیداشه یا نه اگه پیدا شه از خوشحالی سکته میکنم منه دله نگاه کن واسه کربو هیدرات خوردن چکار میکنم  خب حالا قسمت دوم که چرا دوباره اومدم اولآ که بعد عروسیم از ۶۶ کیلو دوباره ول کردم رسیدم به ۷۵ کیلو یعنی ۸ کیلو اضاف بعد هم تصمیم گرفتم تا ۶۰ کیلو پیش برم تا ببینم چی میشه البته آروم آروم جلو میرم که هم قبلی ها تثبیت بشه هم زود نیام پایین که یهو دوباره زود بیام بالا هم دیگه عروسی مروسی نیست عجله ایی نیست هم خسته نشم ببرم ولش کنم باز هرچی کم کردم برگرده پس باز همکنون نیاز مند یاری سبزتان هستم مرسی که باز منو درمیابید و ......دوستون دارم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 18:47 توسط تربچه |

در حال برگشتم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 8:26 توسط تربچه |